در راستاي افق بلند مدت فضاي كسب و كار در كشور و استان هاي خراسان
نظام آموزش عالي به شکل امروزي آن در دنيا به ويژه در کشورهاي غربي سابقه پانصد ساله و در ايران سابقه صد ساله دارد. فلسفه شکلگيري رشتههاي دانشگاهي در کشورهاي جهان اول عمدتاً پاسخي به تامين نيازهاي گوناگون اين جوامع بوده است. به بيان ديگر ضرورتهاي اجتماعي منجر به پيدايش رشتههاي متنوع و متعدد دانشگاهي در زمينههاي مختلف علمي شده است. با چنين رويکردي ايجاد هر رشته دانشگاهي از يک مبناي محکم و مستدلي برخوردار بوده و طبعاً در يک فرايند زماني نيز به بالندگي منجر ميشود.
در طي 150 سال گذشته کشورهاي جهان سوم از جمله ايران به شيوههاي گوناگون و در ابعاد مختلف از واقعيتهاي موجود در جوامع غربي کم و بيش متاثر شدهاند. نظام آموزش عالي ايران به شيوه کنوني يکي از نمادهاي بارز تاثير پذيري ايران از ساز و کار حاکم بر تعاملات شکل گرفته در جوامعي غربي است به گونهاي که نظام آموزش عالي در ايران از نظر شکلي با کمترين تفاوت اقتباسي از نظام آموزش عالي در اين کشورهاست، هرچند از نظر فلسفه شکلگيري از تفاوت زيادي برخوردار است. در ايران تعداد قابل ملاحظهاي از رشتههاي دانشگاهي به صرف وجود اين رشتهها در دانشگاههاي کشورهاي مغرب زمين ايجاد شده، اگرچه ايجاد اين رشتهها به صرف گسترش حوزههاي دانش بشري در کشور کار ارزشمندي ميباشد ولي چون برگرفته از تقاضاي جامعه براي ايجاد اينگونه رشتهها نبوده است نتواسته در زمينه چالشهاي گوناگوني که جامعه با آن مواجه است تاثير چشمگيري بگذارد و پاسخ درخوري به رفع نيازهاي جامعه بدهد. ضمن آنکه گسترش کمي تعداد زيادي از رشتههاي دانشگاهي به ويژه در دو دهه اخير بدون در نظر گرفتن نيازهاي واقعي جامعه و فضاي حاکم بر کسب و کار صورت گرفته است.
برخي از صاحبنظران صرف گسترش کمي آموزش عالي را گام موثري در ارتقا شاخصهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه ميدانند و به هزينههاي مادي و معنوي مترتب بر آن کمتر تاکيد مينمايند. در حاليکه به اعتقاد تعدادي از صاحبنظران از جمله ”تودارو” اگر گسترش آموزش عالي در هر کشوري در راستاي فضاي حاکم بر کسب و کار نباشد و همراه با رشد کمي آموزش عالي، سرمايه گذاري لازم براي امکان جذب دانشآموختگان دانشگاهي صورت نگيرد، ضمن اتلاف منابع مالي کشور، اين رشد کمي خود مانعي براي دستيابي به توسعه اقتصادي کشور خواهد شد.
دانشگاه فردوسي مشهد با قدمتي بيش از 50 سال يکي از بزرگترين دانشگاههاي کشور ميباشد و در طي دو دهه گذشته از رشد کمي قابل ملاحظهاي در ابعاد مختلف برخوردار بوده است. به گونهاي که در حال حاضر در مقطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکتري در بيشتر رشتهها و گرايشهاي آموزشي مختلف موجود در دانشگاههاي کشور دانشجو ميپذيرد و فعاليتهاي خود را در حوزههاي پژوهشي گسترش داده است. در حال حاضر دانشآموختگان اين دانشگاه در مقاطع مختلف سهم چشمگيري از فضاي کسب و کار را در سطح کشور و استانهاي خراسان به خود اختصاص دادهاند که اين موضوع را بايد يکي از نقاط قوت اين دانشگاه تلقي نمود. با اين وجود به نظر ميرسد درصد قابل ملاحظهاي از دانشآموختگان اين دانشگاه به ويژه در مقطع کارشناسي نتواستهاند فرصت شغلي مناسبي را که مرتبط با تخصص و دانش آنها است به دست آورند که اين به نوعي به مفهوم اتلاف منابع مادي و انساني و عدم تخصيص بهينه امکانات موجود در سطح دانشگاه ميباشد. اين نقص برايند عوامل بيروني و دروني ميباشد. از يک طرف در پارهاي از موارد، وجود برخي از رشتههاي دانشگاهي و نوع آموزشهاي داده شده منطبق با نيازهاي بازار کار نميباشد و از طرف ديگر بهبود فضاي کسب و کار به حدي ارتقا نيافته است که به سهولت امکان استفاده مناسب از دانشآموختگان دانشگاه را به همراه داشته باشد.
بهبود فضاي کسب و كار نيازمند تحقق پيششرطهايي است که بدون آنها نبايد تغييرات عمدهاي را انتظار داشت. برنامه مشخص بلند مدت و اعتقاد به اجرايي نمودن آن يکي از شرايط بهبود اين فضا ميباشد. سرمايهگذاري کافي منطبق با نيازهاي بالفعل و بالقوه بازار کار و رقابتي نمودن فعاليتهاي اقتصادي ازشرايط ديگر بهبود فضاي کسب و کار است. تحقق پيششرطهاي مورد اشاره منوط و مربوط به سياستهاي دولت در سطح کلان ميباشد که تاکيد بر آن خارج از اهداف مطالعه حاضر ميباشد. انطباق رشتههاي دانشگاهي با افق بلندمدت فضاي کسب و کار، تخصيص منابع دانشگاه به گسترش رشتههايي که در راستاي اين فضا باشند و محدود نمودن يا حذف رشتههاي که در فضاي کسب و کار براي آنها جاي زيادي وجود ندارد به ويژه در مقطع کارشناسي هدف اصلي مطالعه حاضر است.
1-کليات (مطالعه تطبيقي و اسناد فرادست)
- تبيين اهداف اصلي نظام آموزش عالي در ايران و مقايسه آن با کشورهاي پيشرفته (آمريکا، کاندا، استراليا، ژاپن و برخي از کشورهاي اروپائي)، کشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه (هند، پاکستان، مصر، مالزي، چين، کره جنوبي و روسيه) و همچنين بررسي فلسفه شکلگيري رشتهها و گرايشهاي اصلي اين دانشگاهها و نحوه تعامل آنها با فضاي كسب و كار اين كشورها
- بررسي اسناد بالا دستي از جمله چشم انداز بيست ساله، برنامههاي اول تا پنجم توسعه، طرحهاي جامع سازمانها و نهادهاي مختلف در راستاي پيشبيني افق بلند مدت فضاي کسب و کار در سطح کشور و استانهاي خراسان و همچنين بررسي سياستهاي گذشته دولت و تحليل سياستهاي مختلف دولت براي اينده در قالب سناريوهاي جداگانه و نقش آن بر تغييرات فضاي کسب و کار
2-ارائه تصويري از موقعيت دانشآموختگان دانشگاه فردوسي و ترسيم فضاي کسب و کار (بررسي وضع موجود دانشگاه فردوسي مشهد)
- تبيين دقيق اهداف رشتهها و گرايشهاي ايجاد شده در دانشگاه فردوسي مشهد و بررسي پتانسيل جذب آنها در فضاي كسب و كار از نگاه مديران گروههاي آموزشي و مسئولين دانشگاه
- بررسي روند تعداد دانشآموختگان مقاطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکتري در کليه رشتهها و گرايشهاي تحصيلي در دانشگاه فردوسي مشهد، درصد جذب آنها در بازار کار و نيز درصد جذب دانشآموختگان در رشته تخصصي آنها در طي دهه گذشته
- بررسي ديدگاههاي کارفرمايان و صاحبان حرف بخش خصوصي، مسئولين بخشهاي مختلف دولتي و سازمانهاي متولي اشتغال از جمله اداره کار و امور اجتماعي در زمينه ميزان جذب و نيز توانائي دانشآموختگان دانشگاه فردوسي مشهد در مقاطع مختلف، رشتهها و گرايشهاي دانشآموختگان، مقايسه ديدگاه آنها با نقطه نظرات مديران گروههاي آموزشي و مسئولين دانشگاه
- ارائه تصويري از فضاي کسب و کار فعلي جامعه و بررسي پتانسيل موجود بازار کار در زمينه جذب دانشآموختگان مقاطع مختلف
- ارائه تصويري خوشبينانه، بدبينانه و واقعبينانه از افق بلندمدت فضاي کسب و کار در سطح کشور و استان بر اساس سياستها، برنامههاي دولت، اسناد بالادستي، طرحهاي جامع سازمانها و نهادهاي مختلف و برآوردي از امکان ميزان جذب دانشآموختگان دانشگاه در مقاطع مختلف، رشتهها و گرايشهاي موجود در دانشگاه در دهه اينده با در نظر گرفتن روند ميزان فراغت از تحصيل در کليه دانشگاههاي کشور اعم از دولتي و غيردولتي
3-جمع بندي
- تعيين رشتههايي که در مقاطع مختلف آموزشي (به ويژه مقطع کارشناسي) با توجه به افق بلندمدت بازار کسب و کار در سطح کشور و استان از دسترسي کافي به فرصتهاي شغلي مناسب در طي دهه اينده بهرهمند نميباشند و بنابراين بايد حذف يا محدوديت پذيرش در اين رشتهها و گرايشها مورد توجه قرار گيرد.
- تعيين رشته ها و گرايشهاي که در مقاطع مختلف (به ويژه در مقطع کارشناسي ارشد و دکتري) با توجه به فضاي کسب و کار از بازار کار مناسبي در دهه اينده بهرمند ميباشند و بنابراين افزايش پذيرش در اين رشته ها بايد مورد توجه قرار گيرد.
- تعيين ميزان تطابق کيفيت آموزشي رشتهها وگرايشهاي مقاطع مختلف آموزشي موجود با معيارهاي حاکم بر فضاي بازار کسب و کار
- ايجاد شاخصهاي کمي و کيفي (در صورت وجود آمار و اطلاعات کافي)، به منظور ارائه مدلي براي پيشبيني ظرفيتهاي بالقوه در فضاي كسب و کار براي جذب دانشآموختگان دانشگاهي









