اهداف
1. متناسب كردن ساختارسازماني دانشگاه با نيازهاي روز جامعه
2. جلوگيري از توسعه كمي تشكيلات
3. توسعه ارايه خدمات اجتماعي از طريق بخش غير دولتي با استفاده از روشهاي پيشبيني شده در ماده 88 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت
4. كاهش سطوح سازماني (سلسله مراتب اداري) به منظور تسهيل در امر تصميمگيري
5. تجميع واحدهاي سازماني و كاهش تعداد پستهاي مديريتي به ميزان 20% وضعيت موجود
6. حذف واحدهاي غير ضرور از ساختار تشكيلاتي
7. واگذاري امور عمومي و خدماتي به بخش غير دولتي و حذف پستهاي مربوط به فعاليتهاي مذكور
8. تعيين و تدوين جهتگيریهاي دانشگاه در خصوص ساختار و سازماندهی
9. تعيين نحوه ارتباط بين واحدهاي سازماني دانشگاه در جهت هم افزايي بيشتر
10. تعيين آثار متغير هائي نظير تغييرات محيطي، استراتژیها، نيروي انساني و فناوري فعاليتهاي آموزشي بر ساختار سازماني
11. بررسي گزينههاي ممکن جهت ادغام برخیفعاليتها و يا برون سپاري آنها
12. تعيين الگوي مفهومي(ويژگیهاي) ساختار سازماني دانشگاه از نظر ميزان رسميت، ميزان تمرکز، سلسله مراتب اختيارات، نسبت پرسنلي، تخصص گرائي، استاندارد پذيري فعاليتها و تقسيم کار.
13. تعيين الگوي عملي ساختار سازماني دانشگاه در شکل نمودارهاي سازماني مناسب و معرفي سناريوهاي مختلف براي سازماندهي آن.
14. تعيين ساختارهاي مرحلهاي براي پيادهسازي تدريجي ساختار مطلوب دانشگاه
15. رفع مسايل ساختاري مانند تداخلها، توازي امور و ساير مشکلات در ساختار پيشنهادي.
ضرورت اجرا
نگاهي به روند رشد نظريههاي مديريت و سازمان و سير فزاينده آن در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم كه بشر را به مفاهيم و نگرشهاي استراتژيك در عصركنوني- عصر دانش و اطلاعات- هدايت كرده است، نشان از آن دارد كه بشر حوزههاي مختلف انديشه و روشهاي مختلف برخورد با مسائل سازماني را در عمل تجربه كرده و با انباشتن مجموعهاي بزرگ از رويكردها، روشها، تجارب و مصاديق، در اين دوره، راه چاره را در جمع نمودن تجارب گذشته خود و رسيدن به انسجامي معنايي و مفهومي يافته است. ما در دوراني زندگي مي كنيم كه سرشار از پيچيدگي و آشفتگي و آكنده از پيشرفت هاي جهش آساي تكنولوژيكي و سرشار از رقابت بين المللي است. عوامل موجد تغيير ميتواند تكنولوژيهاي نوظهور مثل اينترنت و يا شرايطي چون مقرراتزدايي، خصوصيسازي و تجارت آزاد باشد. در عمل تركيبي از اين عوامل، موجب تجديد ساختار ميشود. نيروي كار نيز روز به روز متنوع تر ميشود و ديد ما نسبت به كار، دستخوش تغيير و دگرگوني ميگردد. لذا آهنگ و روشگذر از فرايند تغيير يكسان نيست. تدوين برنامه ايجاد دگرگونيهاي عمده در سازمان بايد از بالا به پايين و مبتني بر آرمان باشد و مدير ارشد سازمان بايد به نحوه و علت برخورد افراد با مقوله تغيير، توجه نمايد. بدين ترتيب، سازمانها مستلزم طراحي مأموريتها، استراتژي و ساختارهاي جديدي به منظور نيل به سازگاري خواهند بود.
دانشگاه فردوسي مشهد، به عنوان يکي از بزرگترين دانشگاههاي کشور، از اين تغييرات مثتثني نيست. تغييرات محيط، تغيير استراتژیهاي، تغيير فناوریهاي آموزشي و خدمات رساني، تغيير ترکيب و سطح منابع انساني و تغييرات عمده در متغيرهاي فرهنگي و اجتماعي، از جمله عواملي هستند که لزوم پرداختن به اصلاح ساختار سازماني دانشگاه را اجتناب ناپذير مي سازند. براي پاسخ گويي سريع و موثر به اين تغييرات نياز است تا ساختاري متناسب با محيط طراحي شده و به کمک آن از فرصت هاي محيطي بهره برداري نمود.
بدين ترتيب اهميت و ضرورت تحقيق حاضر در دو بعد نظري و کاربردي قابل بررسي است. در بعد نظري، اين پژوهش مي تواند به شناسايي و تأثير متقابل عوامل ساختاري و محتوايي در يک مدل يکپارچه و منسجم منجر شده و سهم هر يک از اين عناصر و تأثير هماهنگي متقابل آنها در موفقيت و عملکرد دانشگاه را مشخص سازد. از نقطه نظر کاربردي نيز اين تحقيق میتواند با شناسايي ساختارهاي عملي و تفصيلي، به فرايند اصلاح ساختار و در نتيجه آن، بهبود عملکرد دانشگاه کمک کند.
مراحل انجام كار
اين پروژه طي 3 فاز و 6 مرحله به شرح ذيل انجام ميشود:
· فاز مقدماتي
· مرحله اول: تشكيل كميته ساختار و كارگروهها
· فاز اول: تهيه وروديهاي طراحي ساختار سازماني دانشگاه
· مرحله دوم: تجزيه و تحليل متغيرهاي محتوايي
· مرحله سوم: تجزيه و تحليل متغيرهاي ساختاري
· فاز دوم: مقايسه وروديهاي ساختار سازماني دانشگاه
· مرحله چهارم: تعيين جهتگيري استراتژيك ساختار دانشگاه
· فاز سوم: اجراي عملياتي ساختار سازماني دانشگاه
· مرحله پنجم: تعيين ساختار عملي دانشگاه
· مرحله ششم: تعيين ساختار تفصيلي دانشگاه
گردش كار










