ضرورت هوشمندی رقابتی
يكي از ويژگيهاي بارز عصر حاضر، تغييرات فزاينده در دانش بشري و عرصههاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، صنعتي، سياسي و تكنولوژيك است. در چنين شرايطي، شناخت ماهيت تغييرات و پيشبيني روندهاي آتي بازار، رقابت، فناوري، نوآوري، ترجيحات و الگوي رفتاري مشتريان از الزامات اساسي رقابت محسوب ميشود. اين قبيل موضوعات در كانون توجه هوشمندي رقابتي قرار دارد. در واقع هوشمندي رقابتي، هنر جذب و انتقال دانش از عناصر فراسازماني و محيط، طي قواعد خاص و ضوابط معين، به سازمان براي حفاظت از تهديدات رقابتي، شناخت و بهرهبرداري از فرصتهاي بالقوه و ساختن آينده است و ميتواند بر موقعيت رقابتي سازمانها نيز تأثيرگذار باشد (Roach and Santi,2001).
در خلال سالهاي اخير، هوشمندي رقابتي به يكي از مفاهيم مهم مديريت تبديل شده و با فرهنگ سازمانها عجين گشته است. افزايش هوشمندي رقابتي موجب ميگردد سازمانها اطلاعات محيط اطراف را سريعتر و با دقت بيشتري تجزيه و تحليل كرده و نتايج حاصل را به طريق سودمند ذخيره و در مواقع مقتضي دردسترس تصميمگيرندگان قرار دهند. اين امر جريان تبادل اطلاعات و دانش را در بستر سازمان تسريع كرده و اثربخشي فرايند تفكر و تصميمگيري جمعي را به نحو چشمگيري بهبود ميبخشد. بدين ترتيب، مديران اجرايي با درك بهتر رقبا و محيط پرچالش رقابت ميتوانند با تكيه بر ابزارها و تكنيكهاي خاص، اطلاعات مرتبط با قابليتها، نقاط قوت و ضعف و ثبات رقبا را مورد بررسي قرار داده و نسبت به انتخاب راهبرد مناسب اقدام و همواره يك گام از رقبا جلوتر باشند (بیکزاده و اسکندری، 1389).









